درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بازگشتن

چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390

شلوغی کدام میدان

دست ما را آرام ارام از هم جدا کرد؟

کجا دیگر دنبالت نیامدم؟

ماندم تا تبخیر شدی

کدام خیابان پرهیاهو

هم‌دیگر را گم کردیم؟

به چشم‌های کدام مدل تبلیغاتی

خیره ماندم

تا هوا تاریک شد؟

تا تو به هوا رفتی

و تنها به خانه بازگشتم



Low Battery

جمعه 16 دی ماه سال 1390

از وقتی که یادمه

باتری تو همیشه نصفه‌نیمه بوده.

و همیشه دنبال کسی بودی که اونو واست شارژ کنه

همیشه هم اون یه نفر، پر نکرده ولش کرده

باتری تو هیچ وقت شارژ نمی‌شه (خرابه)

باتری تو همیشه خراب بوده

باید این‌جور باتری‌ ها رو از همون اول دور بندازن

نباید بگذارن بمونن و ادامه بدن


تو را باید از اول دور می‌نداختن




حسود

شنبه 19 آذر ماه سال 1390

من و تخت‌خوابم توی رابطه‌ی عمیق عاشقانه با همیم و دیگه برام روشن شده که ساعت زنگ‌دارم به این رابطه حسودیش می‌شه.

سه شنبه 1 آذر ماه سال 1390

این‌قدر با آب پرتقال قاطی کردیم که دیگه نمی‌تونیم خود آب پرتقال خالی رو هم  بدون مزه بخوریم.

Let the cables sleep بگذار سیم‌ها بخوابند  از گروه بوش BUCH

چهارشنبه 4 آبان ماه سال 1390


 

You in the dark  تو در تاریکی

You in the pain  در درد

You on the run  در فراری

Living a hell  توی جهنم

Living your ghost  مثل ارواح

Living your end پایان را زنده‌گی می‌کنی

Never seem to get in the place that I belong  انگار هیچ‌وقت به خانه‌ی من وارد نخواهی شد

Don't wanna lose the time نمی‌خواهی وقت را هدر بدهی

Lose the time to come  وقت‌ت را برای پیش من آمدن

 

Whatever you say it's alright هرچه که می‌گویی قبول

Whatever you do it's all good هرچه که می‌کنی همه‌ش خوب

Whatever you say it's alright هرچه که می‌گویی قبول است

Silence is not the way [ولی] سکوت راهش نیست

We need to talk about it  ما باید درباره‌ش حرف بزنیم

If heaven is on the way اگر بهشت در راه است

If heaven is on the way اگر بهشت در راه است

 

You in the sea  تو در دریایی

On a decline رو به زوالی

Breaking the waves  موج‌ها را می‌شکنی

Watching the lights go down نورها را نگاه می‌کنی که پایین می‌روند

Letting the cables sleep  می‌گذاری سیم‌ها بخوابند

 

Whatever you say it's alright هرچه که می‌گویی قبول

Whatever you do it's all good هرچه که می‌کنی همه‌ش خوب

Whatever you say it's alright هرچه که می‌گویی قبول است

Silence is not the way ولی سکوت راهش نیست

We need to talk about it  ما باید درباره‌ش حرف بزنیم

If heaven is on the way اگر بهشت در راه است

We'll wrap the world around it ما دنیا را به دورش خواهیم پوشاند

If heaven is on the way اگر بهشت در راه است

If heaven is on the way اگر بهشت در راه است

 

 

I'm a stranger in this town  من در این شهر بیگانه‌ام

I'm a stranger in this town  من در این شهر بیگانه‌ام


گروه بوش، گروه راک آلترناتیو است که در سال 1992 در لندن کمی پس از دیدار گوین روسدال (Gavin Rossdale) و نیگل پالسفوردٍ (Nigel Pulsford) گیتاریست در یک کلاب شبانه تشکیل شد. آن‌ها با ملحق کردن هنرمندان دیگر تصمیم به تشکیل گروه گرفتند. با انتشار نخستین آلبوم در سال 1994 به نام شانزدهمین سنگ بی‌درنگ موفقیت به سراغ‌شان آمد و آلبوم به فروش بیش از دو میلیون نسخه دست یافت و به گواهی RIRA مولتی پلاتینوم شد. گروه بوش به سرعت به موفق‌ترین گروه راک دهه‌ی نود از نظر فروش تبدیل شد. با وجود این‌که شهرت و موفقیت آن‌ها در آمریکا بیش‌تر از کشور خودشان بود و در خانه تنها به شهرت‌های حاشیه‌ای دست پیدا کردند. تک آهنگ‌های گروه بوش بارها در بهترین ده آهنگ مجله‌ی بیلبورد راک قرار گرفته. گروه در سال 2002 از هم جدا شدند اما نام آن دوباره در سال 2010 زنده شد و همه‌گی برای آلبوم تازه‌ای به نام دریای خاطرات کار کردند که در سپتامبر 2011 منتشر شد. آن‌ها نام بوش را برای گروه انتخاب کردند چون در محله‌ی به این نام در غرب لندن زنده‌گی می‌کردند. آن‌ها پنج آلبوم را بین سال‌های 1994 تا 2011 بیرون داده‌اند و گروه، آلبوم و تک‌آهنگ‌هایشان بارها جوایز مختلفی را در دنیای موسیقی به دست آورده.

 

آهنگ  بگذار سیم‌ها بخوابند که در فیلم‌های بانوی مرگ سه و هدف دو: زنده‌گی در رویا، استفاده شده، آهنگ آرامی‌ست با ضربات کوبه‌ای و صدای خش‌دار خواننده‌ای که کلمات اوهامی چون خواب می‌خواند. سیم‌ها دراین ترانه شاید نماد رابطه باشند. مخاطب ترانه به جای گفت‌و‌گو درباره‌ی مشکلات، سکوت کرده و گذاشته تا رابطه به زوال برود و خاموش شود. اما خواننده این را نمی‌خواهد و با این‌که می‌داند او در تاریکی و درد است، تنها راه چاره را حرف زدن می‌داند و فکر می‌کند این‌گونه بهشت از راه می‌رسد.

 

 

درباره‌ی گروه در ویکی پدیا [+]

دانلود آهنگ بگذار سیم‌ها بخوابند Let the cables sleep .[+]

بلوند

سه شنبه 26 مهر ماه سال 1390

ترکیب بی‌نظیر تو: چکمه‌های بلند و جین آبی یخی. پالتوی زرشکی کوتاه. موهای بلوند ریخته روی شانه‌ها و حالا که گونه‌هایت را پروتز کرده‌ای نمی‌توان شباهتی بین تو و عکس‌های دوره‌ی دبیرستان‌ت پیدا کرد. حالا همه شماره‌ تلفن جراح بینی‌ت را می‌پرسند. حالا نگاهت هر آینه‌ای را جست‌و‌جو می‌کند. پیش‌رفت تو هنوز قابل ستایش است. از مانتوی بنفش تا چکمه‌های قرمز و حالا این رنگ عجیب موهایت.

حالا صدای خنده‌هات شب‌ها بیدارمان نمی‌کند، حالا دیگر ما اصلن نمی‌توانیم بخوابیم وچاره‌ای نداریم جز گوش دادن  به صدای بامب بامب موسیقیت و خنده‌ی پسرها تا نزدیکی‌های صبح.

سد بار تا پشت درتان می‌آییم تا بگوییم صدا را کم کنی. ولی هیچ‌کدام جرات فشردن زنگ را نداریم.

پیش‌رفت تو قابل ستایش است.



اوم‌م‌م

شنبه 9 مهر ماه سال 1390

اسمتو می‌پرسه.

دستتو می‌گیره.

عطری که زدی، دیوونه‌ش کرده،

مثل شان پائول تو کلیپ بیـزی.

عاشق رینگ اسپرت و بوم باکس پونسد واته

خواستگارا، مامانشو دیوونه کرده‌ن

رنگ موهاش، باباشو

و مانتوی مدرسه‌ش، ناظمشونو

شمارتو می‌گیره.

که شب زنگ بزنه.

 

از پسرهایی می‌گه که عاشقشونه

از بینی‌ش، که باید عمل بشه

از آینه، که جذاب‌ترین چیز دنیـاست

و حساب بانکی‌ش که همیشه پره

 

یه‌روزی بازیگر می‌شه،

 یا یه مانکن،

بسته‌گی داره کدوم زودتر پیشنهاد بشه

دیپلم که بگیره، می‌ره پاریس؛

سوروبون در انتظارشه.

 

صدایی پشت خط می‌آد

مردانه، خسته، سنگین

اسم‌ش رو فریاد می‌کشه

چیزی می‌گه و ناگهان صدای‌ش بم می‌شه

گوشی رو می‌ذاره

دیگه زنگ نمی‌زنه

 

تا الان اگه مانکن نشده باشه

اگه ستاره سینما نشده باشه و اگه سوروبون نرفته باشه

تو مطمئنی که حتمن دماغشو عمل کرده

اوم‌م‌م‌م، حتمن کرده



داروهای تو

پنجشنبه 24 شهریور ماه سال 1390

بوسه‌های تو دارویند

روزی سه عدد، پیش از غذا

و قبل و بعد از خواب

مصرف خودسرانه و بیش‌از مقدار تعیین شده

به‌شدت توصیه می‌شود



به من بگو

دوشنبه 21 شهریور ماه سال 1390

به من بگو

اگر دنیا نمی‌آمدم

کجای دنیا کج می‌شد، می‌افتاد؟

کجا کم می‌آورد، پیش نمی‌رفت؟

کجا فلج می‌شد؟

 

به من بگو

کدام گناه من را به دنیـا آورد؟



پنجشنبه 17 شهریور ماه سال 1390
هرچیزی رو که برق می‌زنه، می‌خوای.

یک روز

شنبه 5 شهریور ماه سال 1390

اگه فقط بتونیم یه بار دیگه با هم مهربون باشیم

حرفای نیش‌دار و کنار بگذاریم

و نخوایم هیچ‌جوری همدیگه رو اذیت کنیم

اگه فقط بتونیم همدیگه رو لمس کنیم

بدون این‌که وشگون بگیریم

به چشمای هم خیره بشیم

بدون این‌که ریزشون کنیم

اگه فقط یه بار دیگه فکر کنیم تازه همدیگه رو دیدیم

و هیچ‌چیزی از هم نمی‌دونیم

اگه بتونیم همه‌ی فکرای بد رو دور بریزیم

و همه‌ی کلمه‌های بد رو فراموش کنیم

اگه فقط بتونیم یه‌روز از عمرمون رو این‌جوری باشیم

شاید اون‌وقت عشق رو توی قلب مرده‌ی هم پیدا کنیم




If we could be kind with each other just for one more time

Forget the sarcastic words

And don’t want to bother each other in any way

If we just could touch each other

Without pinching

Stare to our eyes

Without Aachen

If we just imagine that meet each other for first time

And don’t know about us

If we could get rid of all the evil thoughts

And forget all bad words

If we could only live like this for one day

May be we could find love in our dead hearth



شاید

شنبه 29 مرداد ماه سال 1390

اگر هزاربار  برایت از اشتیاق اولین روزهای آشنایی بگویم

تو باز انکار می‌کنی که هرگز عشقی وجود داشته

انگار عشق ما لباسی‌ست

که برای دور انداختن حیف و برای پوشیدن نامناسب است

انگار عمر ما هزار سال ادامه خواهد یافت

و بازی ما تا آن زمان فرصت خواهد داشت

هزارسال فرصت

تا دریابیم عشق ما بزرگ‌تر از کینه است

دوشنبه 24 مرداد ماه سال 1390

خوب نمی‌شم

تو وجود نداری

یکشنبه 2 مرداد ماه سال 1390

تمام روزهایی که دست ت رو گرفتم،انگار توی خواب دیدم 

انگار تو وجود ندارری 

انگار هیچ وقت لبهات رو نبوسیدم

بیماری

یکشنبه 19 تیر ماه سال 1390

به من نشانی بیمارستانی را بگو

تا زخم هزار جراحت قلبم را درمان کنند

تا مغزم را بتراشند و دور بریزند

و چشم های دیگری را به من پیوند بزنند

تا اگر تو را در خیابان دیدم

بوی موهایت را به خاطر نیاورم

نگاه دنباله دارت را نشناسم

و فراموش کرده باشم لب هابت طعم کدام میوه ی تابستانی را می داده است؟


به من نشانی بیمارستانی را بگو

تا تو را آن جا از مغزم پاک کنم

چون دیگر نمی توانم اشک هایی را تحمل کنم

که به یاد آوردنت ناچارم می کند

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>