داستان‌گوو دو
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
شنبه 30 آبان ماه سال 1383
تنهایی در مرحله‌ی اول از پروژه‌ی نم‌ناک کردن
اگه الان که پشت کامپیوتری، نادیده بگیریش، شب توی تخت‌ت سراغ‌ت می‌آد. اگه بازم نادیده بگیریش، می‌آد به خواب‌ت. تو می‌شی کانی توی فیلم بی‌وفا. الیور تو رو از پشت توی راه‌رو گیر می‌ندازه. تو می‌گی ازش متنفری ولی او باز بهت می‌چسبه. تو دامن‌ت رو می‌کشی پایین و خم می‌شی. ناله می‌کنی می‌خوای منو…؟ می‌گه آره. می‌گه بگو. می‌گی می‌خوام. می‌گی می‌خوام.
خب، اگه نمی‌خوای این‌جوری بشه، وقتی می‌آد سراغ‌ت نادیده نگیرش. جواب‌ش رو بده. آفرین ژله‌ی خوب.

 
پنجشنبه 28 آبان ماه سال 1383
حافظه‌ی موقت
منو پیدا کن. منو پیدا کن. توی پوشه‌ی موقت کامپیوترتم. زود باش. داره منو پاک می‌کنه. من این‌جام. من این‌جام. تو پوشه‌ی فایل‌های موقت. منو از این‌جا ببر بیرون، موندگارم کن. قبل از این‌که پاک بشم.

 
سه شنبه 26 آبان ماه سال 1383
وسط کار به زن‌ش گفت:
-عزیزم خیلی راحت حال می‌کنی، به کس دیگه‌ای هم می‌دی؟

 
یکشنبه 24 آبان ماه سال 1383
داستان دنباله‌دار
فکر می‌کنم تو می‌دونی.
دارم اشتباه می‌کنم.
برای جبران تو، باید با سدتا ژله دوست بشم.
لطفی بکن؛
بهم بگو دوستم داری تا بگم خداحافظ،
تا نگی، این داستان ادامه داره.

 
شنبه 23 آبان ماه سال 1383
-ببینم، زن گرفتی؟
-نه، می‌رم حموم.

 
پنجشنبه 21 آبان ماه سال 1383
مادر
صبر کردم تا رسید آن‌طرف رودخانه، بعد شلیک کردم. دوتا پشت هم. افتاد روی برف‌ها. از روی پل گذشتم تا رسیدم به‌ش. نفس می‌زد. بخار هوا از پره‌های بینی‌ش بیرون می‌آمد. بعد اتفاق وحشتناکی افتاد. چشم‌های‌ش گشتند و مستقیم به‌م نگاه کردند. نمی‌دانم چرا ترسیدم. کاری نمی‌توانست بکند. شکست خورده بود. امکان نداشت بتواند ادمه بدهد. نگاه‌کردم دیدم گلوله‌هایم به شکم‌ش خورده‌ند. تازه آن‌وقت بود که فهمیدم آبستن است.
توله‌شیرش را که به دنیا می‌آوردم، روی برف‌ها جان داد.

 
جمعه 8 آبان ماه سال 1383
دیگه تهدیدم نکن, هربار که اذیتم میکنی واز خونه میری بیرون, اشکم سرازیر میشه , دیگه اذیتم نکن.دیگه پاهای مصنوعیم رو توی کمدت قاییم نکن.

 
سه شنبه 5 آبان ماه سال 1383
-به‌‌جای اینکه اینقدر فشارش بدهی,از انگشتهای بیشتری استفاده کن.

 
جمعه 1 آبان ماه سال 1383
-تو مسخره‌ترین آدمی هستی که تو عمرم دیدم.
-مال اینه که تو عمرت آدمهای کمی دیدی.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 236779



Mi E-mail: Info[@]Dastangoo[.]com

عناوین آخرین یادداشت ها