داستان‌گوو دو
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
دوشنبه 23 آبان ماه سال 1384
بهترین پایان قصه
یک‌روزی او را رها می‌کنی و می‌آیی پیش‌م، می‌مانی. آخرین قصه را اولین شبی که با تو هستم، می‌نویسم و پس از آن همه‌ی قصه‌ها، رونوشت داستان ما خواهند بود.
ما را از این‌جا میبری، بهترین دختر قصه.

 
جمعه 20 آبان ماه سال 1384
سرخوشی
عبارت است از فاصله‌ی کوتاهی که عذاب رفته تا بازگردد.

 
چهارشنبه 18 آبان ماه سال 1384
ده و ده دقیقه
تمام کریستال‌های دنیـا تو هفت و چهل دقیقه ساخته می‌شه‌ن.
و، تمام کریستال‌های دنیـا تو ده و ده دقیقه شکسته می‌شه‌ن.
ما هفت و چهل دقیقه رو می‌دیم و ده و ده دقی‌قه رو می‌گیریم.
کریستال‌های شکسته و چسب‌خورده رو توی جعبه‌های رنگی با ساعت تولید هفت و چهل‌دقیقه، دستمون می‌گیریم و مراقبیم نشکنه‌ن.
ده و ده دقیقه؛
از روی میز افتاده و شکسته.
ده و ده دقیقه؛
لیز خورده و به دره پرتاب شده.
ده و ده دقیقه؛
شمشیری پاره‌اَش کرده.
ده و ده دقیقه؛
کامیون زیرش گرفته.

 
یکشنبه 15 آبان ماه سال 1384
پوسته‌ی نازک
احتمالن اگه گذشته‌ی من رو مثل فیلم میدیدی، پیش‌م نمیموندی،
و، احتمالن اگه گذشته‌ی تو رو مثل فیلم می‌دیدم، پیش‌ت نمی‌موندم.
با این حال،
ما شب و روز پیش هم هستیم.
چون هیچ دوربینی از گذشته‌ی ما فیلم‌برداری نکرده.
نه، هیچ کس این کارو نکرده،
و این‌جوری، آینده‌ی ما برای سد سال دیگه تضمین شده.

 
دوشنبه 9 آبان ماه سال 1384
اتهام همیشه‌گی
اسم اولین نفری که شورت‌ت رو از پات در آورد، چی بود؟

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 236776



Mi E-mail: Info[@]Dastangoo[.]com

عناوین آخرین یادداشت ها