داستان‌گوو دو
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1384
چه‌قدر مهربون شدی، می‌خوای ترکم کنی؟

 
پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1384
در نور شمع
دوستی‌‌شان زود شروع شده بود. شب اولی بود که دعوت‌ش کرده بود. خانه‌ی عجیبی داشت، به قلعه شبیه بود. فرورفته توی مبل بزرگی، به‌ش خیره شده بود. کت فراک، شمع، چه اداهای عجیبی داشت. چهره‌ش هم مثل همیشه نبود. انگار سفیدتر شده بود.
شنید که با صدای آرامی به‌ش گفت:
-گلوی سفید زیبایی دارید خانوم.
دید که چشمان‌ش توی نور شمع درخشیدند.
آه خدایا! چه اشتباهی کرده بود.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 236792



Mi E-mail: Info[@]Dastangoo[.]com

عناوین آخرین یادداشت ها