| |
| پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1384 |
|
-دوست داری چی بپوشم بیام؟
-مهم نیست چی بپوشی. هرچی که بپوشی، اینجا که بیای باید درش بیاری. |
|
| |
| دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1384 |
|
| -ما که برای این بابا بزرگداشت گرفتیم، پس چرا نمیمیره؟ |
|
| |
| سه شنبه 18 بهمن ماه سال 1384 |
|
| بهترین داستان تازهم را ویروس آی لاو یو از بین برده. |
|
| |
| دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1384 |
|
-چرا هروفت باهاتون حرف میزنم، شما سمعکهاتون رو از گوشتون در میآرید؟
-این هدفونه. |
|
| |
| شنبه 8 بهمن ماه سال 1384 |
| داوطلب مرگ |
| نفیر میکشد و نزدیک میشود. رو به آسمان میکنی، و پیش از آنکه ببینی چیست، به زمین میدوزدت. میگویند بعضیهاشان آنقدر داغند که قبل از اینکه بسوزی، خاکسترت میکنند و پیش از آنکه ببینی چیست، جایی دیگری و تمامی قصرهایی که در خوابهای خوب دیده بودی، به بیداری در سلول منتهی میشود. |
|