داستان‌گوو دو
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1384

-دوست داری چی بپوشم بیام؟

-مهم نیست چی بپوشی. هرچی که بپوشی، این‌جا که بیای باید درش بیاری.


 
دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1384
-ما که برای این بابا بزرگ‌داشت گرفتیم، پس چرا نمی‌میره؟

 
سه شنبه 18 بهمن ماه سال 1384
بهترین داستان تازه‌م را ویروس آی لاو یو از بین برده.

 
دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1384

 -چرا هروفت باهاتون حرف می‌زنم، شما سمعک‌هاتون رو از گوش‌تون در می‌آرید؟

-این هدفونه.


 
شنبه 8 بهمن ماه سال 1384
داوطلب مرگ
نفیر می‌کشد و نزدیک می‌شود. رو به آسمان می‌کنی، و پیش از آن‌که ببینی چی‌ست، به زمین می‌دوزدت. می‌گویند بعضی‌هاشان آن‌قدر داغ‌ند که قبل از این‌که بسوزی، خاکسترت می‌کنند و پیش از آن‌که ببینی چی‌ست، جایی دیگری و تمامی قصرهایی که در خواب‌های خوب دیده بودی، به بیداری در سلول منتهی می‌شود.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 236744



Mi E-mail: Info[@]Dastangoo[.]com

عناوین آخرین یادداشت ها