کلهپا از علف
ولو لای چرم
پوستهای کشیدهی نرم
بوسهای از آن کون بینظیر، قر دهنده و خلسهآور بزن
لای این کون نفس بکش
و بوی آن را سوغاتی برای مادرت ببر
و بگو قهرمان گاییدن از عقب بودهای
که تا خرخره موفقی و طرف هم الان پشت در ایستاده
سردش است و منتظر تا بانوی آرزوهایت شود
مادر بچههایت
زیرخواب شبهایت
منتظر تا در آغوش مادر عشقش گرم شود
آآآآه تو و این سرانجام سعادتمند
تک و تنها، بالای این قله.
به اینجا چهطور رسیدهای؟ |