X
تبلیغات
رایتل

وقتی تابستان است

پنج‌شنبه 28 مرداد‌ماه سال 1389

وقتی تابستان است

می‌توان صبح زود روزی تعطیل

 تا کنار پنجره‌ی خانه‌تان رکاب زد

و صورت خواب‌آلوده‌ی بی‌آرایش تو را دید

و از زنده‌گی پشیمان شد

 

وقتی تابستان است

می‌توان زیر سایه‌ی درخت کنار خیابان

لبان داغ و شیرین از بستنی تو را بوسید

و با زبان آدامس‌ت را تو کشید و جوید

 

وقتی تابستان است

می‌توان از داربست کنار خانه‌تان چهارطبقه بالا آمد

و از پنجره‌ی اتاق به تخت خوابت لغزید

و تا صبح در آغوش تو و ترس بیدار شدن پدرت گذراند

 

وقتی تابستان است

می‌توان خود را از بالکن به پایین انداخت

و همه‌چیز را تمام کرد

می‌توان دست لای موهای تو کرد

و اسم شامپوت را پرسید

می‌توان وارد بورس جهانی شد

و نیمی از زنده‌گی را باخت

می‌توان چشم‌های تو را دنبال کرد

و باقی‌مانده را به باد داد

 

و قتی تابستان است

می‌توان آمد و به تو گفت

که به دردم نمی‌خوری

خداحافظ