X
تبلیغات
رایتل

دوباره

یکشنبه 5 دی‌ماه سال 1389

دست‌ت رو آوردی جلو و خداحافظی کردیم

زیر نور کم جلوی خونه‌تون

دستات سرد بود

انگشتات، مثل تازه‌ مرده‌ها، بی‌حس و لمس

نگات مثل برکه‌‌ای با آب مسموم

با  هزار ماهی مرده

درو بستی و دیگه فقط سایه‌ت رو دیدم

که دور می‌شد

دستامو تو جیبم کردم و

پیاده تا خونه رفتم

به خودم گفتم

بازم نشد.