X
تبلیغات
رایتل

تاریکی

پنج‌شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1389

در یاد تو می‌میریم

مثل تاریکی در آفتاب

مثل آب ریخته

بر کف آسفالت آفتاب خورده

 

ناگفته‌های این ماجرا

زهر هزار عقرب بیابانی‌ست

در رگ‌های سرد ما

شکنجه‌ی گناه با هم بودن

با هم بودن است

 

تریاک این قصه

آب دهانمان بود

که جای عبور از فاصله‌ی لب‌ها

بر خاک کینه انداخته شد

آن‌جا که عشق را به تدفین بردیم