مهمانی شلوغ بود. یکدفعه دختری که آنگوشه نظرم را جلب کرده بود با لیوانی در دست و لبخندزنان، نزدیکم آمد و گفت:
-سلام. من مسخرهم.
گفتم:
-عیب نداره. من هم الکیم.