ماجراهای من و مایکی، قسمت دوم

شب، سگه رو از تو سالن خونه آوردیم بستیم به رادیاتورٍ اتاق خواب تا شاید مارو ببینه و پارس و ناله‌هاش کم‌تر بشه. ولی تخم‌سگٍ لوس به محض این‌که از پیش‌ش بلند می‌شدی می‌رفتی تو تخت، دوباره وایمیستاد و پارس می‌کرد. تا صبح نه خود کره‌خرش خوابید نه گذاشت ما بخوابیم.