دکمه‌ای جاافتاده
-یادته پارسال که برف می‌اومد باهم از رو ریل قطار گذشتیم؟
-آره، آره، چه‌روز قشنگی بود.
-یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه‌ی لباست؟
-وای، هنوز که فکرشو می‌کنم تنم یه‌جوری می‌شه.
-موهاتو تازه های‌لایت کرده بودی. یه ژاکت صورتی تن‌ت بود.
-تو هم یه کلاه‌بافتنی سفید گاوارنی سرت بود. چه‌قدر بهت می‌اومد.
سکوت. بعد از چند دقیقه:
-راستی، اسم‌‌ت چی بود؟