| |
| چهارشنبه 30 مهر ماه سال 1382 |
| دستم را نگیر |
توی چت هزاربار بغلش کرده بود. هزاربار بوسیده بودش. وقتی همدیگر را دیدند، خواست دستش را بگیرد. نگذاشت. پرسید چرا؟ -اون توی چت بود عزیزم. حداکثرِ کاری که باید میکردم فشاردادن چندتا دکمه بود. یادش آمد که هزاربار هم از او جملهی دوستت دارم را شنیده. |
|