| |
| جمعه 23 آبان ماه سال 1382 |
| آلبرتو با خواهر من عشقبازی میکند |
| قد سد و هفتاد. وزن پنجاه و چهار. چشم و ابرو موشکی. موها دم اسبی. رژلب صورتی. کوتاهتر از این دامن، دیگر امکان ندارد. تو ایستگاه مترو نشسته بود؟ نه! تو لابی ساختمون؟ نه! تو پارتی مهدی چرسی؟ نه! کجا پس کجا؟ بابا، خواهرم رو میگم. آهااان. |
|