داستان‌گوو دو
  
 
 
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
 
دوشنبه 8 دی ماه سال 1382
اگر دختر بدی بودی
اگر دختر بدی بودی، یک‌شب میهمان خانه‌ت می‌شدم و تا صبح شطرنج بازی می‌کردیم،
اگر دختر بدی بودی.
اگر دختر بدی بودی، با هم می‌رفتیم گوشه‌ی خلوت یک پارک و آب‌طالبی می‌خوردیم،
اگر دختر بدی بودی.
اگر دختر بدی بودی، می‌آمدی در اتاق‌م و من بهت نشان می‌دادم چه‌ لذتی دارد دونفری به انجل‌زبرا غذا بدهیم.
ولی تو دختر بدی نیستی، شاید به خاطر هم‌این ناچار شدیم سقط جنین کنی.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 254084



Mi E-mail: Info[@]Dastangoo[.]com

عناوین آخرین یادداشت ها