| |
| جمعه 14 فروردین ماه سال 1383 |
| صبح روز شنبه |
| ساعت زنگ میزند. قطعش میکند. پتوی سبک را کنار میزند. زنش خواب است. برهنه است. چاق است. پستانش از یک طرف، آویزان شده. دهانش نیمهباز است. صورتش پف کرده. کاندوم دیشب، توی سطل آشغال است. باید حمام کند. باید پنجره را باز کند. باید برود سر کار. کار. کار. زن. چربی. لبهای مودار. ساعت زنگ میزند. |
|