| |
| سه شنبه 3 آذر ماه سال 1383 |
| رابطه |
“-همیشه فردای روزی که تو را برای اولینبار ببینم، جایی دیگری. راه حل این مرگ، شاید، جایش توی رحم تو باشد. میخی که ما را به هم میدوزد.” زن در حالیکه از پلههای هتل بالا میرفت، به سمت میز مرد برگشت و لبخندی به او زد. مرد با نگاهی ثابت روی خط شورتی که از پشت لباس زن بیرون زده بود، او را همراهی کرد. وقتی که دیگر نمیتوانست ببیندش، از جایش بلند شد. |
|