شکل روشنی از سیب. سیبی براق که پوستش، زیر نور خورشید، میدرخشد. سیبی که میخندد.
تویی
که میخندی.
ردیف سپید دندانهایت، حرفی میزنند که ترجمه نمیشود. اما بیانکار اثر میگذارد. میسوزاند. نابود میکند.
باید انکار کنی که این درخت سیب است.
که بالای سر من ایستادهای و موهایت آویزان است. تویی، نه سییب.
نه سیب.